مير تقي الدين كاشاني
مقدمه 14
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
ردهء نقاشان و نيز از مير على هروى ، شاه محمود نيشابورى ، شاه محمد مشهدى ، سلطان محمد نور ، محمد قاسم و سلطان محمد خندان از زمرهء خوشنويسان نام برد . شاه تهماسب ساليانى بعد از گذشت پادشاهى از نوشيدن شراب توبه كرد و به نوعى مقدّسمآبىهاى تحجّر مانند گراييد و از آن همه علاقهاى كه به هنر و هنرمند داشت ، رويگردان گرديد . چون سران قزلباش در اوان خردسالى شاه باهم پرسازش نداشتند و در آويز و ستيز بودند و مرشد را از خود مىرنجانيدند ، عبيد الله خان شيبانى كه برادرزادهء شيبك خان بود ، فرصت را غنيمت شمرده ، به هرات و خراسان بناى دستاندازى گذاشت ، امّا در سال 935 از سپاهيان شاه تهماسب شكست خورد و به سرزمين خود شتافت . شاه تهماسب هنگامى كه سخت چهرهء مذهبى به خود گرفت ، درحالىكه مردم ايران تازه از تسنّن به تشيع گرويده و از احكام مذهب شيعه آگاهى درستى نداشتند ، شمارى از عالمان شيعه از جمله محقق كركى و شيخ نور الدين كركى را از كشورهاى عرب به ايران دعوت كرد تا در اين قسمت كاستيها را مرتفع سازند و سررشتهدار امور مذهبى شوند . شاه از لحاظ وسواس مذهبى كار را به جايى رسانيد كه از محقق كركى وكالت در حكمرانى گرفت . شاه سليمان قانونى ، پادشاه عثمانى در سال 939 به ايران حمله برد . او هرچند موفّق به پيشرفتهايى گرديد ولى با مشكلاتى روبهرو و به بازگشت از ايران مجبور شد . در سال 951 القاص ميرزا برادر شاه ، درحالىكه حاكم شيروان بود ، بر شاه تهماسب ياغى شد و وقتى شاه عازم سركوب او گرديد ، به سلطان سليمان پادشاه عثمانى پناهنده شد و او را به دستاندازى در قلمرو ايران برانگيخت ، ولى سپاهيان عثمانى پس از تصرف گرجستان و شيروان از رويارويى با لشكريان ايران احترار جسته ، بازگشتند . چون در همان روزگار بايزيد پسر سلطان سليمان هم به دربار ايران پناهيده بود ، پس از استرداد وى به امپراتور عثمانى ، در سال 968 ه قرارداد صلحى بين دو كشور بسته شد كه چند سال به درازا كشيد . در عصر شاه تهماسب رويدادى كه موجب استوار گشتن پيوندهاى سياسى ايران و هند گرديد ، پناهنده شدن همايون پادشاه بابرى هند به ايران بود كه از شير خان لودى